{عنوان ندارد}



خب اولا درود بر همگی..در ابتدا نگاهی به اسم نویسنده ی این پست بندازید تا بعد شروع کنیم!

بله این منم بعد از یک مدت بسیار طولانی دوباره اومدم....فکر کنم آخرین پستم زمانی بود که بعدش نت الکا  قطع شد..فکر کنم توی اردیبهشت بود...

حرف خاصی نیست فقط خواستم بگم زنده ام و دلم برای وب و دوستان تنگ شده بود...الکا هم که در نبود من به زیبایی این وب رو اداره کرده و الان گفته دیگه آپ نمیکنه!!!من از موضوع خبر نداشتم مگرنه منصرفش میکردم...تولدشم که بود و من قبلا تبریک گفتم بازم میگم....تبریک!روز تولدش الکا خیلی خوشحال بود کلی از بچه های وب تعریف میکرد مگه چیکار کردید شما اخه؟؟؟:-)))

بعدشم اینکه اوضاعم به شدت داغونه..درست مثل اینکه ادوین رو بگیرید و بندازید توی مخلوط کن!!!البته این توصیف الکا از اوضاع منه!!!از کار بی کار شده ایم و دیگر هیچ....!جز آهنگ گوش کردن کار دیگه ای نمیکنیم!!

البته اوضاع من مهم نیست...راستی مثل اینکه توی وب یه خانواده ی متالهد ها رو تشکیل داده اید که بسیار کار پسندیده ای هست فقط یکی بیاد برا من بگه کدوم شخصی پیشنهاد داد الکا بشه ملکه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تا پیش از این الکا حرفای عجیب غریب میزد حالا دیگه یه چیزایی از جنگ و ارواح پلید میگه که به عقل جن هم نمیرسه!!

من که نتونستم شما اگه میتونید به راه راست هدایتش کنید.....بعدشم معلوم نیست بازم بیام یا نه چون اصلا امکان داره بخوام کلا از اینجا برم.....برم تا آخر دنیا!دیگه اون پستای چستر گفت هم نداریم!:-((بنابراین خوبی بدی از ما دیدید ببخشید دیگه....این یه عکس پایینی هم برای شادی دل خودم گذاشتم!!!!

تا درودی دیگر ...بدرود!

Chester Quotes


چستر میگه:((من نمینوشم!!دیگه تصمیم گرفتم که هوشیار باشم(در اثر نوشیدن بیش از حد مست نشوم)..من از بیش از شش سال پیش مینوشیدم اما حالا دیگه نمیخوام اون آدم قبلی باشم....))

-در گذشته من آدمی بودم که میتونستم وارد هر اتفاق بد و مشکلی که در سرتاسر زندگیم ممکنه پیش بیاد،بشم!!!از طریق بی حس کردن خودم نسبت به مشکلات!!اما صحبت کردن و موسیقی ام وسیله بود که بتونم این ها رو کنار بگذارم...))


It's not cool to be an alcoholic
I don't drink. I choose to be sober now. I have drunk over the last six years, but I just don't want to be that person anymore.


I have been able to tap into all the negative things that can happen to me throughout my life by numbing myself to the pain so to speak and kind of being able to vent it through my music.

 


That's FUNNYYYY


         Chester says:You live, you die... and somewhere in between you'll have children

Everyone died at 4:20 man-

رانندگی چستر


1-ماشینی که رانندگی رو بااون یاد گرفت....
بنینگتون رانندگی رو در خارج از فونیکس،جایی که بزرگ شد،یاد گرفت.او میگوید:من رانندگی رو با ماشین پدرم که
isuzu trooperبود یادگرفتم.ما به مناطق دور میرفتیم چراکه من باید رانندگی رو در خارج از مناطق شهری،جایی که مردم در آنجا رانندگی نمیکردند،یاد میگرفتم.در واقع پدرم من رو توی کویر آموزش داد!جایی که من نمیتوانستم به هیچکس و هیچ چیز جز ماشین صدمه بزنم...!
2-اولین ماشینی که خرید....
اولین ماشینی که خریدم
hyundai accentبود.شینودا از چستر پرسید:رنگش آبی بود؟. چستر پاسخ داد:خب..دقیقا اولین ماشین من رو خواهرم به من داد که یکsubaruمدل 1980بود و 300.000مایل کار کرده بود.ولی اولین ماشینی که خریدم یکhyundai accentسفید کوچولو مدل1996بود!
3-جاده ی مسافرتی موردعلاقه اش....
جاده ی مسافرتی موردعلاقه ی چستر از ایالت واشنگتن به سمت سانفرانسیسکو است.او میگوید:این جاده احتمالا بهترین جاده در کل ایالات متحده است!زیباست..یقینا متحیر کننده است....
car he learned to drive in
bennington learned how to drive outside phoenix, where he grew up. "i learned how to drive stick in my dad's isuzu trooper. we would go out in the boondocks. i did most of my learning outside of the municipal areas, where people were actually driving around," bennington says. "my dad trained me in the desert, where i couldn't hurt anybody but the car."

first car bought

"the first car i bought was a hyundai accent," bennington says. shinoda asks, "was that the blue one?" bennington replies, "well, my very first car was given to me by my sister, which was a 1980s subaru that had like 300,000 miles on it. but the first one i bought was a little white 1996 hyundai accent."

 favorite road trip
bennington's favorite road trip is the drive from washington state to san francisco. "it's probably the best drive in the united states," he says. "beautiful. it's absolutely stunning."

نمیدونم عنوانش رو چی بذارم!


سلام به همگی.من ادوین هستم.قرار بود الکا خودش این پست رو آپ کنه اما از اونجا که شرایط روحی خوبی نداشت،من اینکار رو کردم...!
فکر کنم همتون جریان اومدن الکا به نت یا به قول خودش اعتیادش رو میدونید.من هم دیشب کلی باهاش حرف زدم و توضیح دادم که باید بر این مشکلش غلبه کنه ودرس بخونه.گفتم که با این کارت داری آیندت رو خراب،سیاه و تاریک و پلید میکنی!گفتم عاقلانه فکر کن،تو فقط یه سال وقت داری!و خلاصه از این حرفا...البته اون همه ی حرفای من رو قبول داشت اما آخرش میگفت:((نمیتووووووووووونم....نمیتونم نت رو بذارم کناااااااااار...آآآآآآآه چرا نمیفهمی؟!؟!؟!؟ای خداااا.....))و گریه میکرد.........
منم که دیگه خسته شدم از نصیحت کردن با عصبانیت(عجیب بود من ممعمولا عصبانی نمیشم)گفتم:((آره.تو راست میگی...تو نمیتونی.نمیتونی نت رو بذاری کنار.تو نمیتووووونی!))
اما یهویی الکا از اون نگاهای کمی ترسناک و جدیش به من کرد و گفت:((میتونم!))
من:((معلومه که نمیتونی!))
الکا:((بهت میگم میتونم!))
من:((اصلا نمیتونی.))
الکا:((ادوین من میتونم!))
من:((ثابت کن....!))
الکا:((چی؟؟چه طوری؟!))
من:((این دیگه مشکل خودته))
الکا:((اصلا شرط میبندیم....!))
و این طوری شد که ما سر یک چیز نامعلوم شرط بستیم...الکا معتقده میتونه نیاد وب و من میگم نه...فکرکنم آخرش سر کشتن من شرط ببندیم!اما مهم نیست.این تنها راهی بود که میتونستم راضیش کنم نیاد وب.هر وقت به الکا بگی نمیتونی یه کاری رو انجام بدی اون حتما انجامش میده!کل داستان همین بود.الانم یکم ناراحته.البته من براش توضیح دادم که دوران ترک اعتیاد افسردگی داره!!!به هر حال گفت بهتون بگم اگه دوست داشتین براش دعا کنید.....و اینکه قول داد ایندفعه واقعا بره.....فعلا بدرود دوستان..

رویای کودکانه ی چستر!

چستر میگه:((من از یک خانواده ی هنرمند و اهل موسیقی نیستم،بلکه موسیقی چیزی بود که من همیشه به آن علاقه داشتم.من آواز خوندن رو در ابتدا برای تفریح شروع کردم....اطراف خونه راه میرفتم و سعی میکردم میمیک گروه موردعلاقم رو داشته باشم.....همیشه رویای این رو داشتم که به عنوان عضو پنجم گروهDepeche Modeباشم..!تصور میکردم که اونها هواپیماشون رو  توی آسمون(بالای مدرسه ی ابتداییم) به پرواز دربیارند و من رو بلند کنند و همراه خودشون به تورهاشون ببرند.............)) 


I don't come from a musical family, it's just something I've always been interested in. I started singing for fun, I just went around the house trying to mimic my favorite band. I always dreamt about being the fifth member of Depeche Mode. I dreamt that they flew their plane out to my grade school, picked me up and took me on tour with them


Cool Quiz

امتحان!!!!!این کلمه شما رو یاد چی میندازه؟؟؟؟؟

استرس؟؟شب نحوابیدن؟؟ترس؟؟کتاب و جزوه؟؟مدرسه؟؟معلم؟؟کارنامه؟؟نمره.........؟؟!

فکر نمیکنم هیچکدوم از ما،از امتحان خوشش بیاد....

اما اگه یه امتحان لینکین پارکی باشه چی؟؟

میشه تصور کرد همه ی ما دانشجویان دانشگاه ال پی هستیم و امتحان داریم!!!!!

                               برای ورود به جلسه اینجا کلیک کنید..........             

                                                                                                                 20

دقت کنید دوستان تا روز سه شنبه-12Feb2013-فرصت دارید در این مسابقه شرکت کنید...در صورت شرکت کردن لطفا اسم و امتیازتون رو در بخش نظرات برای ما بذارید تا در روز آخر نفرات برتر اعلام بشن..........و به اون ها جوایز ارزشمندی هم داده خواهد شد!!!!!!!!!!!

موفق باشید.                                                                                                             

Funny Interview

این پست شامل بخش هایی از مصاحبه ی اعضای لینکین پارک با MTV هست که در مورد آلبوم متئورا،در یک هتل در نیویورک انجام شده است...بیشتر جنبه ی سرگرمی داره و حرفایی که اعضا زدن خیلی جالبه...

اما من به دلایل زیر،متن رو ترجمه نکردم:

1-نحوه ی صحبت کردنشون کاملا به زبان محاوره است و کلی باهم شوخی میکنن و متاسفانه برگردوندن این ها به زبان فارسی خیلی سخته و ممکنه باعث شه که منظورشون به خوبی منتقل نشه در نتیجه از جذابیت متن کم میشه...

2-متن خیلی سخت نیست و مطمئنم به راحتی و با یکبار خوندن متوجه همه چیز خواهید شد.

بنابراین من رو ببخشید که ترجمه رو انجام ندادم و امیدوارم از خوندن این پست لذت ببرید!!

ادامه نوشته

تیک عصبی چستر!!!!

چستر میگه:((من خیلی ناخن هام رو میجوم!فکر میکنم این،عادت عصبی کوچیک منه...در واقع یکی از راه های من برای کم کردن استرسمه....اگر شما من رو در حال جویدن ناخن هام ببینید،احتمالا در مورد مسئله ای نگران و مضطرب هستم..................))

I chew my fingernails a lot, I think that's my little nervous habit. That's one of my ways to relieve stress. If you see me chew my nails, I'm probably nervous about something


یه حقیقت....نه خیلی تلخ!!

چستر میگه:((افرادی که من رو درحال اجرا میبینن،همگی یک دیدگاه دارن..چیزی که من روی صحنه هستم،تمام عناصری است که در مورد خودم دوست ندارم...من عصبی،پرخاشگر،بد اخلاق و سرد هستم و حتی یک لحظه هم به اینکه موقع اجرا آب دهانم روی صورت شما پرت میشه فکر نمیکنم! اما در جهان واقعی من حتی رویای این رو هم نمیبینم..اگر من به خاطر این کارها تشویق و تحسین نشوم پس در واقع شکست خوردم....))

People who see me perform have one view. The thing I am on stage is all the elements that I don't like about myself. I'm angry, aggressive, and surly and I wouldn't give a second thought about spitting in your face on stage, but in the real world I wouldn't even dream of that. If I don't get an applause then I'm crushed.


واقعا فکرش رو میکردید چستر در مورد خودش همچین حرفی بزنه؟!؟!در حالی که به نظر میاد اولین و آخرین دلیل خیلی از طرفدارها برای دوست داشتن چستر،اون چیزیه که روی صحنه میبینن..اون عصبانی،پرخاشگر و بداخلاقه در حالی که طرفدارها از دیدن اون با این شرایط خوشحالند و به هیجان میرسند...آیا واقعا لینکین پارک رو به خاطر خودشون دوست داریم یا فقط به خاطر فریاد های طولانی چستر و اجراهای پرسروصدا؟؟اگر چستر دیگه هیچوقت نخونه مابازهم اون رو دوست خواهیم داشت؟؟فقط خواسته ی ما مهمه یا نظر اون ها......؟!؟!

یه پست نه خیلی بی ربط....!

چستر میگه:((گاهی اوقات،وقتی که تنها هستم به کچاپ-سس گوجه فرنگی-فک میکنم!!!به خاطر اینکه میدونم حقیقت اینه که اون ،توی یه بطری میمونه...تنهای تنها...کاملا یقین دارم که این حقیقت داره.بعضی وقت ها،منم یه کچاپ هستم.به تنها بودن فک میکنم...حتی توی یه بطری!!!و تمام طول روز کنار سس خردل بمونم...................................))

Sometimes, when I'm alone, I think about ketchup, because I know that the truth is that its just sitting there in a bottle, by itself. Im pretty sure its real. Sometimes when I'm ketchup, I think about sitting alone, in a bottle. Standing next to the mustard all day.



چستر شاید یه خواننده ی معروف،یه آدم پولدار،خوشتیپ یا هر چیز دیگه ای باشه که ما اون رو دوست داریم و الگوی خودمون قرار میدیم،ولی مهمتر از همه اینه که گاهی وقت مثل یه کچاپ میشه.مثل همه ی ما که توی بطری های خودمون زندگی میکنیم...